عز الدين حسينى زنجانى

33

راه رستگارى (كند و كاوى در باب ايمان و اسلام) (فارسى)

اى خداى من ! تو را هنگامى كه نافرمانى كردم نه از آن جهت بود كه انكار پروردگارى تو را داشتم و فرمانت را سبك شمردم و نه با جرأت خود را دربرابر عذابت قرار مىدادم و نه وعدهء عذابت را خوار مىشمردم ، بلكه نفسم به آن وادارم مىكرد و هواى نفسم بر من غلبه نمود و بخت بدم به آن كمك كرد . امام سجاد عليه السلام در اين فراز از دعا و نيايش خود ، به ساحت ربوبى عرضه مىدارد : سركشى و استكبار - كه مانع رحمت الهى است - هنگام معصيت و نافرمانى وجود نداشته ، بلكه منشاءِ معصيت ، شكست در برابر نفس امّاره بوده است . هم‌چنين در دعايى از وجود مبارك حضرت ولى عصر « عج » مىخوانيم : اللَّهُمَّ إن كُنتُ عَصَيتُك فَإنِّي قَدْ أطَعْتُكَ في أحَبِّ ألأشياءِ إلَيك وَ هُوَ الإيمانُ بِكَ . . . وَ قَدْ عَصَيتُك يا إلهِي عَلى غَيرِ وَجهِ الْمُكابَرَةِ ، وَ لا الخُرُوجِ ، عَنْ عُبُوَديَّتِكَ ، وَ لَا الجُحُودِ لِرُبُوبِيَّتِك ، وَ لكنْ أطَعْتُ هَوايَ وَ أزَلَّنِيَ الشّيطانُ ، فَلَكَ الحُجَّةُ عَليَّ وَ البَيانُ ، فَإنْ تُعَذِّبَني فَبِذُنُوبِي غَيرَ ظالِمٍ لي ، وَ إنْ تَغفِرَ لي وَ تَرحَمَني فَإنَّكَ جَوادٌ كَريمٌ « 1 » ؛ بار الها ! اگر تو را نافرمانى كردم ، در محبوب‌ترين چيزها نزد تو كه ايمان به تو باشد ، فرمانت را بردم . . . بار خدايا ! نافرمانى من از روى سركشى و گريز از بندگى تو يا از راه انكار ربوبيّتت نبود ، بلكه به سبب پيروى هواى نفس و اين كه شيطان مرا از اطاعت فرمانت لغزاند صورت گرفت ، تو هميشه اتمام حجّت نمودى و مرا بيم دادى كه در صورت نافرمانى ، عذابم خواهى نمود ، اينك اگر مرا به جهت گناهانم عذاب كنى ، نسبت به من ستم نكرده‌اى ، ( در عين حال چون حجت با توست و از من خواسته‌اى تا

--> ( 1 ) . مجلسى ، بحارالأنوار ، ج 89 ، ص 324